تفاوت‌های میان یک کارمند و یک کارآفرین

کارآفرینان ... رئیس خودشان هستند و در هرزمانی که مایل باشند و به هر نحوی که بخواهند کار می‌کنند. آن‌ها می‌توانند کار خود را از پارکینگ خانه‌شان شروع کنند و با این کار به‌راحتی می‌توانند در طول روز هر لباسی را که دوست دارند بپوشند. آن‌ها پیشگامان نوآوری هستند. ازنظر اکثر ما، کارآفرینان همه‌ی آن چیزی را که کارمندان دوست دارند داشته باشند را دارند. آیا واقعیت این‌طور نیست؟

نه چنین نیست. متأسفانه رسانه‌ها ما را به یک تفکر قالبی گمراه‌کننده هدایت کرده‌اند. یک تفکر قالب این است که همه‌ی افراد نسل جدید را تشویق می‎کند تا یک کارآفرین به بار آیند. بعضی مواقع و در برخی شرایط، این کار می‌تواند بسیار عالی باشد؛ درواقع زمانی که این کارها با تکنولوژی انعطاف‌پذیر در حال گسترش، همراه شود. اکنون ما از اندیشه‌های به‌روز در مورد معنای واقعی "کار " کاملاً آزاد هستیم.

 

علاوه بر همه‌ی این‌ها، کارآفرین بودن، مفهومی بسیار گسترده‌تر از کار انعطاف‌پذیر، نوع لباسی که می‌پوشید و یا راه‌اندازی یک کمپانی محدود، دارد. شما می‌توانید ذهنی کارآفرین داشته باشید و ابتکار به خرج دهید، اما این کار شما را یک کارآفرین نمی‌کند. در مقابل پوشیدن تی‌شرت و شلوار جین درحالی‌که در گوشه‌ای از خانه، کار می‌کنید، تنها به دلیل اینکه لباس بی‌ربط و موردعلاقه خود را پوشیده‌اید، باعث نخواهد شد که شما یک کارآفرین شوید.

 

درواقع کارآفرین بودن، حالتی از ذهن است و این یک حالتی است که هرکسی آن را ندارد. شاید برخی از کارمندان فکر کنند که کارآفرین هستند اما واقعیت این است که آن‌ها این‌گونه نیستند و بعید به نظر می‌رسد که یک روزی کارآفرین شوند.

 

  • کارمندان انتظارات دارند و جاه‌طلب هستند، درحالی‌که کارآفرینان آرزو و هدف دارند.

 

شاید این گفته‌ها اندکی تند به نظر برسد اما چیز مهمی که باید به آن پی برده شود این است که: طرز تفکر یک کارآفرین دقیقاً در قطب مخالف طرز تفکر یک کارمند قرار دارد. هیچ‌کدام از آن‌ها مطلقاً درست یا مطلقاً اشتباه نیستند، نمی‌توان گفت یکی خوب و دیگری بد است و همچنین هیچ ‌یک بر دیگری ارجحیت ندارد.

 

در ادامه اندکی عمیق‌تر به موضوع نگاه می‌کنیم. در اینجا تفاوت بین تفکراتی که منجر به موفقیت یا شکست کارآفرینی می‌شود را می‌آوریم:

 

کارآفرینان با هدف قرار دادن بهبود شرایط خاصی در جامعه، پیش می‌روند. این گفته به این معنی نیست که آن‌ها باید همانند افراد بسیار تأثیرگذار باشند. اهداف بزرگ یا کوچک، اندازه آنچه را که آن‌ها می‌خواهند تغییر دهند مهم نیست، آنچه اهمیت دارد، واقعیت این موضوع است که آن‌ها با هدف خاصی حرکت خود را شروع کرده‌اند.

 

مستقل از اینکه می‌خواهید یک کسب‌وکار جدید شروع کنید و یا اینکه اکنون کسب‌وکاری را مدیریت می‌کنید ولی می‌خواهید افراد جدیدی استخدام کنید، باید از تفاوت‌های مهم تیپ‌های شخصیتی که بین کارمندان و کارآفرینان وجود دارد، آگاهی داشته باشید. اجازه دهید این تفاوت‌هارا دقیق‌تر بررسی کنیم:

 

انتظار ارزش یا خلق ارزش؟

همان‌طور که قبلاً نیز گفته شد، کارمندان انتظارات دارند و جاه‌طلب هستند درحالی‌که کارآفرینان آرزو و هدف دارند. کارمندان برای زمانی که صرف می‌کنند، حقوق می‌گیرند اما کارآفرینان چنین انتظاراتی ندارند. در عوض کارآفرینان معتقدند که اگر چیز باارزشی تولید کنند، پس‌ ازآن نوبت آن‌هاست که ارزش دریافت کنند. این مورد یکی از تفاوت‌های اساسی و بسیار مهم بین کارآفرینان و کارمندان محسوب می‌شود.

 

  • کارآفرینان کارهای خود را به‌عنوان "شغل "تلقی نمی‌کنند؛ در عوض آن را به‌عنوان یک هدف می‌بینند.

 

برنامه‌ریزی کارمندان در مقایسه با کارآفرینان، کوتاه‌مدت است. آن‌ها در مورد مدیریت کاری که به آن‌ها محول شده، فکر می‌کنند نه مدیریت کسب‌وکار یا تغییر چیزی در دنیا. آن‌ها از خودشان چنین سؤال‌هایی را خواهند پرسید: آیا من از کاری که انجام می‌دهم لذت می‌برم؟ آیا شغل من به‌اندازه کافی برایم هیجان‌انگیز است؟ قدم بعدی من چه چیزی باید باشد؟ چگونه می‌توانم ارتقا پیدا کنم؟ پرسیدن این سؤال‌ها اشکالی ندارد. این سؤال‌ها نشان می‌دهند که کارمندان آرزو دارند که بتوانند کار خود را به بهترین شکل ممکن مدیریت کنند.

 

تفاوت دیگر کارآفرینان این است که آن‌ها یک شغل را مدیریت نمی‌کنند، بلکه در حال مدیریت یک کسب‌وکار هستند. معنی این گفته این است که آن‌ها از خود نمی‌پرسند که در آینده چه چیزی در انتظارشان است، بلکه این سؤال را می‌پرسند که چه چیزی در انتظار کسب‌وکارشان است.

 

اکنون زمانی است که مردم وقت خود را برای چیزهایی که برای کسب‌وکارشان ارزش اضافه نمی‌کند، صرف نمی‌کنند. آن‌ها می‌دانند افرادی که دوست دارند در ملاقات‌هایشان در مورد مسائلی مانند حقوق، نقش‌ها و مسئولیت‌ها حرف بزنند، کارآفرین نیستند. کارآفرینان می‌دانند کارهایی که انجام می‌دهند باید ارزشی برای کسب‌وکار ایجاد کند و اگر این هدف تحقق نیافت باید دست نگه داشته و راه خود را تغییر دهند.

 

کارمندانی که شغل خود را مدیریت می‌کنند، می‌توانند خودشان تصمیم بگیرند که وقت خود را صرف چه کاری کنند؛ درحالی‌که برای کارآفرینان، بازار تصمیم می‌گیرد و آن‌ها پاسخ می‌دهند. درواقع امکان دارد یک کارآفرین برای چندین سال کاری را انجام دهد که در حقیقت به انجام دادن آن علاقه ندارد! اما چیزی که کارآفرینان دارند، توانایی کار در سایه‌های خاکستری به‌جای کار در دنیای سیاه یا سفید است؛ درحالی‌که برای کارمندان چنین نیست. کارآفرینان با نگه داشتن اهداف بلندمدت خود در ذهنشان این موضوع را القا می‌کنند که می‌توانند به این اهداف برسند.

 

تعادل بین کار و زندگی یا انجام کار از روی علاقه؟

احتمالاً شما نیز متوجه شده‌اید که حرف زدن با کارآفرینان بسیار جالب است. آن‌ها هیچ‌گاه مانند کارمندان از حقوق خود، از نقش‎‌هایشان در محیط کار و یا در مورد درآمد ماهیانه خود صحبت نمی‌کنند.

دلیل این امر بسیار ساده است: آن‌ها به کار خود به‌عنوان یک شغل نمی‌نگرند بلکه آن را به‌عنوان یک هدف می‌بینند. برای یک کارآفرین تفاوتی میان کار و زندگی وجود ندارد. این به این معنی نیست که کارآفرینان به‌طورشبانه‌روزی کار می‌کنند و یا اصلاً کار نمی‌کنند؛ در اصل منظور این است که برای یک کارآفرین، تلاش شخص (که به‌طور معمول به آن کار و شغل می‌گوییم)خود جزو زندگی محسوب می‌شود. آن‌ها برای دنبال کردن اهداف بلندمدت‌ خود، طرز تفکر خود یا آرزوهایشان برای تغییر چیزی در دنیا، از ذهن خلاقانه بشر نهایت استفاده را می‌کنند و برایشان اهمیتی ندارد که آنچه می‌خواهند تا چقدر بزرگ یا کوچک است.

 

برای کارآفرینان، تعادل زندگی کاری، معنایی ندارد؛ یعنی برایشان ضرورتی ندارد که زمانی مجزا را به انجام فعالیت‌هایی جهت به دست آوردن پول، اختصاص دهند؛ بنابراین آن‌ها می‌توانند برای انجام کاری که واقعاً به انجام آن علاقه داشته و از آن لذت می‌برند، وقت صرف کنند. آن‌ها زندگی‌شان را با اهدافشان تنظیم می‌کنند و هر آنچه به آن علاقه دارند را با تلاش خود همسو می‌کنند.

این عمل خودخواهانه نیست. آنچه گفته شد راهی است که کارآفرینان را به اهدافشان می‌رساند و باعث می‌شود که بتوانند برای جامعه ارزش ایجاد کنند. می‌توان گفت این مهم‌ترین و بزرگ‌ترین تفاوت میان کارمندان و کارآفرینان است.

 

پیشرو بودن یا پیرو بودن؟

در این مورد همه‌ی ما به‌راحتی می‌توانیم تفاوت میان این دو گروه را حدس بزنیم. اغلب ما میدانیم که کارمندان تمایل دارند پیرو باشند، درحالی‌که کارآفرینان می‌خواهند رهبر باشند. این حقیقت که کارآفرینان رهبر هستند غالباً درست است. مطمئناً آن‌ها افرادی هستند که باید کارها رامدیریت و رهبری کنند.

 

 

کارآفرین یا کارآفرینی؟

بسیاری از افراد به نوآوری و ایده‌های جدید علاقه دارند و افراد بسیاری وجود دارند که به‌طور غیرقابل‌باوری خلاق هستند، این افراد در ابتکارات خود زندگی می‌کنند و با آن‌ها نفس می‌کشند. بیشتر اوقات، آن‌ها افرادی را که در دوروبرشان هستند، شگفت‌زده می‌کنند، اما این‌ها باعث نمی‌شود که این افراد به یک کارآفرین تبدیل شوند.

 

البته که کارآفرینان، خلاق هستند، اما آنچه مهم است، طرز فکر آن‌ها، تمرکزشان، توانایی‌شان در به انجام رساندن کارها و همچنین توانایی ایجاد ارزش برای افرادی که به این ارزش‌ها پول پرداخت می‌کنند، است.

 

همچنین کارمندان نیز ممکن هست به ایده‌ها و ابتکارات جدید، علاقه نشان ‌دهند؛ اما این کارمندان باید خارج از سازمانی که در آن کار می‌کنند روی این ایده‌ها سرمایه‌گذاری کرده و ریسک این کار را بپذیرند.

 

کارآفرین: حالتی از ذهن

کارآفرین بودن، کاری سخت است. واقعاً کاری بسیار سخت! وقتی از بیرون به آن نگاه می‌کنیم، بسیار فریبنده به نظر می‌رسد؛ اما باید مطمئن باشید اگر این کار را به‌درستی انجام دهید، پاداشی که برایتان خواهد داشت بسیار بزرگ‌تر خواهد بود. دقت کنید این کار به این آسانی‌ها که فکر کنید: "من یک ایده دارم و یک کسب‌وکار جدید شروع می‌کنم "، نیست. واقعیت این است که برای شروع چنین کاری، یک شخصیت و یک طرز فکر خاص لازم است.

 

کارآفرینان موفق در محیطی که برایشان پر از امتیازات ویژه باشد، رشد نکرده‌اند. برای آن‌ها نیز هر آنچه می‌خواستند فراهم نبوده. درواقع، انتظار فراهم شدن هر آنچه می‌خواهید، برخلاف روحیه‌ی کارآفرینی است. یک کارآفرین بودن به معنای آن است که شما قادر باشید شکست را با آغوشی باز بپذیرید، از این شکست‌ها تجربه کسب کرده و دوباره به پا خیزید و از نو شروع کنید و تنها دلیل نرسیدن به اهداف خود را امتحان نکردن همه‌ی راه‌های ممکن بدانید. شاید یک ‌بار شکست بخورید، شاید دو بار، سه بار ...احتمالاً 25 بار؛ اما یک کارآفرین واقعی بااین‌همه شکست دوباره روی پاهای خود می‌ایستد؛ چراکه مطمئن هست 26امین بار پیروز خواهد شد.